تبليغاتX
عبور
ــــــــــــلام، یعنی من برگشتم؛

.

.

.

برای عجیب غریب ترین نقاش دنیا /بهارک شمس الدین/ 

کسی که می داند من شوخی نمی کنم!

 

تا می خندی

تعادل صمیمیت را بهم می زنی!

می دانستی؟!

...

بهار از موهای تو شروع می شود مگر

که هزارها گنجشک

توی روسری ات لانه کرده اند

و از چشمه ی همیشه ی چشمانت آب می نوشند

و فروغ

میلیونها بار میان نگاهت شعر می شود!

خیره خیره آیه ی زمینی!

قرآن سفید

دست نیافتنی

بعید!

از کجای کدام حادثه برخاستی

که خدا

در عمیق چشم تو لبخند می زند؟!!

...

قلم بر مویت می گذارم

و رشته رشته به تصویرت می کشمت

در شعر.

...

آمریکا جواب هیچ سوالی از ما نیست!

ما که چایمان را با قند می خوریم

ما که سیگارمان را برعکس می کشیم!

وطن تورا کم می آورد

و تن من...

که طعم سیگار می دهی!

"دوستت دارم"

و این به شناسنامه ها ربطی ندارد

دستهایم را که بگیری

یعنی

گور پدر فاصله ها

می دانی که شوخی نمی کنم

قلم که از مویت بردارم

 تابلو خواهی شد...

 

 

 

 

سعید انصاریان

مهر ۱۳۸۸، روستای الگن

 

 

  ---------------------------------

وقتی میان زمان و مکان

جایی برای سکون نیست،

"دوستت دارم" تو

روحم را تکان می دهد

سبز می شوم

و از کلام تو سرخ

همچو باد می گذرم...

دلم می گیرد...

 

عجیب و غریب ترین نقاش دنیا

۲۵ مهر ۸۸، شیراز

 

 

+ نوشته شده توسط سعید انصاریان در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 و ساعت 15:27 |
 

 

 

 

 

 

 

 

......................................................................بر می گردم

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط سعید انصاریان در یکشنبه یازدهم مرداد 1388 و ساعت 10:44 |

+ نوشته شده توسط سعید انصاریان در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 و ساعت 15:19 |
گنجشک سر بر آسمان بلند کرد

خدا گفت: چه می خواهی؟

گنجشک گفت: مدتی ست دنبال توام اما نمی یابمت!

خدا گفت: چه هنگام به دنبالم بوده ای؟

گنجشک گفت: هر صبح و شام که به دنبال آب و دانه می روم.

خدا گفت: آب و دانه ات را کجا می یابی؟

گنجشک گفت: سر هر چشمه پای هر گندمزار

خدا گفت: و چشمه و گندمزار از آن کیست؟

گنجشک سکوت کرد...

خدا گفت: یقین بدار در هر نفسی با توام، بخواه تا بیابی ام، همچون همان آب همچون همان دانه که می یابی!

اشک در چشمان کوچک گنجشک حلقه زد

به نسیمی می اندیشید که هر صبح و شام سر هر چشمه پای هر گندمزار پرهای لطیف و کوچکش را نوازش می داد...

 "بعد از مدتها سردی و سکوت و سکسکه، باید نوشت حتا اگر فقط از سردی و سکوت و سکسکه.

بغض اگر چه جغرافیای غریبی دارد اما ...

نمی دانم اگر این سه نقطه ها نبود چه باید می کردم؟!

به هر حال می نویسم و می نویسم چرا که باید نوشت و آنگاه که اگر رسالتت نوشتن باشد بی که گریزی یابی بایدتری...

برای نوشتن هیچگاه به دنبال مسیر و مفهوم ویژه ای نبوده ام و همیشه ساده و سلیس و صمیمی

سلام داده ام؛ چون یقین داشتم برای شروعی کافی ست...

+ نوشته شده توسط سعید انصاریان در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 و ساعت 15:37 |
 

بعد از چند مدت که در اینترنت سیر می کردم بدم نیومد بخشی از بازتابهای همایش بزرگداشت حسین پناهی(کاما) که در خبرگزاری های مختلف داخلی و خارجی و برخی وب لاگها و سایتها قرار گرفته بود رو اینجا قرار بدم. 

 

http://aftab.ir/news/2008/aug/16/c5c1218866946_art_culture_literature_verse_hosein_panahi.php

http://movee.ws/1387/05/26/hosein-panahi-2/

http://www.khabarfarsi.com/news-233089.htm

http://k-b.ir/news/1387/05/24/%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%87%DB%8C%DA%86%DA%A9%D8%B3-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF/

http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?s=39c43532fbb4206569eb6066f72c06fd&p=353023#post353023

http://blog.360.yahoo.com/blog-wfkQQ.06eqFnBUOGjWUOJirSFYQ-?cq=1

http://www.hosseinpanahi.blogfa.com/cat-6.aspx

http://www.berasad.com/content/view/751/12/

http://hamayesh.org/news/archive/Months/mordad.htm

http://www.loor.ir/News.asp?nid=310&ln=fa

http://k-b.ir/news/1387/02/12/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%9B-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%87%DB%8C%DA%86-%DA%A9%D8%B3-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF/

http://tahlilerooz.ir/detail.php?selnid=5260&selectnp_id=174

http://www.kbershad.ir/shownews.asp?id=658

http://www.tazyane.blogfa.com/post-10.aspx

http://dehdasht.ir/fa_default.asp?R%3D2680923%26L%3Dfa%26FT%3DFalse

http://cinemama.blogfa.com/post-139.aspx

http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=733242

http://www.iranpress.ir/Afarinesh/afarinesh/News.aspx?NID=14929

و...

 

+ نوشته شده توسط سعید انصاریان در شنبه دوم آذر 1387 و ساعت 21:29 |
...و اردشير اسماعيلي هم پر!
صميمي ترين دوستم در انجمن شعر كهگيلويه سوم خرداد در يك حادثه ي رانندگي مُرد! -به همين سادگي-

دوستان ازتون صميمانه خواهش مي كنم براي بهبودي همسرش كه الان تو كماست دعا كنيد. -چشمهاي شما گل آفتابگردانند به هر طرف كه نگاه كنيد خدا هست-

...و ليلاش هم رفت!!


صميمي، ساده چون مهتاب بودي
تو از ايل و تبار آب بودي
چه پيش آمد كه پيش از موعد ايل
براي كوچ خود بي تاب بودي
...............................از خودش
 

براي او:     http://ardashiresmaili.blogfa.com/ 

+ نوشته شده توسط سعید انصاریان در دوشنبه ششم خرداد 1387 و ساعت 10:24 |

به دوست خوبم ناصر مظلومی

 

...

خداحافظ گل مریم، حوایِ شعر این آدم!

نذاشتن اینکه یک ذره از اندوه تو بردارم

 

نذاشتن تا برای هم، حریمی مهربون باشیم

واسه تقسیم تنهایی شریکی همزبون باشیم

 

نذاشتن تا حضورت رو به آویشن بیاویزم

از این کابوس بی وقفه با دستای تو برخیزم

 

نذاشتن گریه مو حتا به آغوش تو بسپارم

لا لا لا لا لالایی بود سزای چشم بیدارم

 

خداحافظ گل مریم گل یکریز نا آرام

از این شاید "نبودم"ها عزیزم معذرت می خوام

 

نمی ذارم فراموش ِ حضور ِ ذهن مردم شی

نمی ذارم به آسونی توی "تحریف" ها گم شی

 

تو هم معنای میعادی تو هم معنای فریادی

که با اسم تو می سازم سرودی واسه "آزادی"

 

زیر ِ مرزای "رادیکال" حتا با گِل مجاور شی

مبادا شعله ی عاشق هم آغوشی رو منکر شی

 

زیر ِ مرزای رادیکال که وقتی جبر ِ بیداده

تساوی ِ عجیبی نیست "جواب گوله فریاده"

 

بخواب آروم گل پرپر شکوه ِ شعرهای من

که هر فریاد صد "مریم" بروید از صدای من!

 

خداحافظ گل پرپر.

با احترام

. سعید انصاریان

20/2/87



 

 

 
+ نوشته شده توسط سعید انصاریان در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 و ساعت 20:44 |
 

... و دوباره عيد شد

زمستان شهيد شد

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــال نو مباركـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

+ نوشته شده توسط سعید انصاریان در یکشنبه چهارم فروردین 1387 و ساعت 17:49 |

 اولین مجموعه ی شعر سعید انصاریان به دلیل سانسور های بیش از حد و بنیادین وزارت فرهنگ! و ارشاد اسلامی تا اطلاع ثانوی چاپ نخواهد شد.

لازم است بدانید  این مجموعه که با حدود ۱۳۰ صفحه به وزارت مذکور!! ارسال شد هنگام صدور مجوز چیزی حدود ۹۶ صفحه از آن باقی مانده بود.

 یکی از دلایل راه اندازی این وب لاگ نیز گذاشتن شعرهای حذف شده بود که در ادامه خواهید خواند.

به هرحال خدا دانا و مهربان است!

 

+ نوشته شده توسط سعید انصاریان در شنبه بیستم بهمن 1386 و ساعت 17:52 |